۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

بدنبال سرچشمه ی ناهنجاری ها


خوب خودمان را از راه آیینه ی جناب حسن نراقی ،تا اندازه ای شناختیم!اگر این را بپذیریم که چاره ای نداریم مگر،بخواهیم همچنان خود را بفریبیم،نیمی از راه را رفته ایم.اینک دو کار دیگر مانده است یکی:اینکه چگونه گرفتار این همه ناهنجاری شدیم ومیکرب یا ویروس این همه بیماری از کجا بدرون تن وبدن جامعه ی ما رخنه وجاخوش کرده است ودیگری راه وروش درمان این ناهنجاری ها کدام است یا چگونه می شود با این همه بیماری کهنه شده مبارزه نمود.به تصور نگارنده راه ودروازه ی اصلی رخنه همانا زبان -آری زبان ما-گفتاری ونوشتاری -بوده وشوربختانه همچنان می باشد.پرسش بعدی این است که چراوچگونه؟

هیچ نظری موجود نیست: