
گفتیم که ایران وایرانی بارها، به ناچار ،دست به بازسازی خود زده اند.این دوباره آغازیدن ها زمان وتوان بسیار از انها گرفته است ونیروووقتی که می بایست صرف توسعه وپیشرفت کشور میشد به دوباره کاری ها واز هیچ اغازکردن ها میشد.نوزایی بزرگ ایرانیان در سده های سه وچهار واوج ان یعنی سرایش شاهنامه ی بزرگ خردمند بزرگ توس،باردیگر نام ایران وایرانی را در بلندای تاریخ وجغرافیای خاور نزدیک و..قرارداد تا جایی که آرزوهای خفته ی بسیاری سراز خاک وخاکستر سده ها برون زد وامیدهای فراوان پدیدآورد اما....!دیری نگذشت که بلای ترک وتاتاروترکمن ومغول،این بار از خاور وخراسان،همه چیز را باخاک یکسان کرد و هیچی دیگر به مراتب بزرگتر!...درتمام این سربلند کردنهای پس از ویرانی تنها وتنها زبان بود که ستون سربلندی بود وبه باوری نیروی اهورایی نگاهبان این مرز وبوم وفرهنک و شهریگری آن،یاهمان رستم دوران ،همانا زبان پارسی بود وبار بسیارگرانی که از سدها وهزارها سال زایش دانش وفرهنگ بردوش می کشید.اینک باید دید که آیا ما پاس انهمه پهلوانی زبان پارسی را نگاه داشته ایم؟


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر