
برای پی بردن به بدآموزی های ناشی از بد زبانی یا همان زبان ناپاک،در اغازپیچک زیبا ولی کشنده وقاتل بی رحمی را به دوستان می شناسانم-باپوزش ازاستادانی که نوشته برایشان تکراریست--درشهر اهواز ودر دانشگاه جندیشاپور( درگذشته) واهواز( هم اینک )-باغ بسیاربزرگی هست -اگر هنوز باشد!-که ده هاسال وقت وانرژی،از سوی متخصصان دانشکده ی کشاورزی صرف جمع آوری و کاشت وداشت ونگاهداری از آنها شده است.بسیاری از درختان این باغستان از شهر ها واستانها وکشورهای گوناگون در آنجا گرداورده شده تا کارهای پژوهشی وآموزشی بر روی آنها انجام گیرد.در سالهای میانی دهه ی هفتاد ،پیچک بسیار زیبایی با گل های زیباتر، چتری از زیبایی برسر آن درختان گران قیمت انداخت وبسیاری را به نابودی کشاند.این پیچک زیبا که نام تازی آن عشقه است همان که با عشق همریشه است و هم تبار.همان نقش را در ازبین بردن درختان آن باغ انجام داده است که نا پاکی ها وبه اصطلاح بزرگان!غلط های مصطلح در زبان ما بازی کرده ومیکند اما با این تفاوت که کار تخریب آن پیچک با از بین رفتن درختان ،ونابودی خود،به پایان می رسد در حالیکه آلودگی زبان خود عامل تباهی بسیاری هنجارهای اجتماعی ما شده ومی شود....با نمونه هایی از این تباهی ها در اینده آشنا خواهیم شد.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر